روز شنبه بود ، مثل همه روزها شروع شد و مثل همیشه مشغول کارهای روزمره بودم . ونگران ، نگران روزهای بعد ، روزهایی که در پیش بودند و بی مهابا به سویم می شتافتند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 20:16 توسط Zahra.M.Rad |
استاد ارجمند جناب اقای دکترعتیق: دست تقدیر از بوستان زندگیتان شاخه گل های زیبایی را چید اما در بوستان دانشگاه چشم هایی به انتظارتان نشسته اند تا واژه تسلیت را مرهم دردهایتان قرار دهند.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 21:44 توسط taghva |