+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:33 توسط Zahra.M.Rad |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 22:39 توسط Zahra.M.Rad |
طبق نظریه ، نسبیت عام ، گرانش انحنا دهنده فضا زمان است. فضای حول ستاره به نحو بارزی خم می شود در لحظه ای که هسته ستاره تبدیل به حفره سیاه می شود. این جرم خطوط فضا زمان را مانند پیله ای به دور خود می پیچد. امواج نوری کم تحت زوایای خاصی به سمت سیاه چاله روان می شود.
افق حادثه در راه شیری با حل استاتیک غیر چرخشی با تقارن کروی برای معادلات میدان اینشتین این نکته مشخص می شود که سیاهچاله ها که از یک سمت به صورت چاه عمل می کنند، در سطح دیگری به صورت چشمه عمل می کند. یعنی می تواند دو سطح مختلف فضا زمان را از جهان های گوناگون یا دو نقطه بسیار دور از جهان خودمان را به هم متصل کند. که به این حالت کرم چاله یا پل اینشتین رزن گفته می شود. هر چه ستاره های نوترونی بزرگتر باشد کشش جاذبه ای داخلی آن نیز بیشتر خواهد بود. در سال 1939 او پنهایمه فکر کرد که نوترون ها نمی توانند در برابر همه چیز مقاومت کنند. به نظر او اگر یک چیز در حال از هم پاشیدن بزرگتر از 3/2 برابر اندازه خورشید بود، آنگاه نه تنها الکترون ها بلکه نوترون های آن نیز در هم می شکست. اول از روی جرم سحابی برای مثال اگر آنها جرمهای تمام ستارگان موجود در یک خوشه ستاره ای مرئی به طور قابل ملاحظه ای کمتر از جرم خوشه وجود داشته باشد، مرکز کهکشان ها به عنوان مکانهایی تلقی می شوند که در آنها سیاهچاله ها وجود دارند. زیرا چگالی مواد در آنجا زیاد است. راه دوم نیز این بوده که اگر چه hc سیاهچاله ها هیچ تشعشعی خارج نمی شود اما چیزهایی که در سیاهچاله ها سقوط می کنند به هنگام سقوط اشعه ایکس از خود منتشر می کنند و هر چیز کوچکی که در سیاهچاله ها سقوط کند تنها مقدار کمی اشعه ایکس از خود منتشر می کند. این مقدار برای کشف آن در فاصله میلیون ها میلیون کیلومتری کافی نخواهد بود. هاوکینگ سیاهچاله ها می توانند وزن از دست بدهند مقداری از انرژی جاذبه ای آنها در خارج ازمحدوده شعاع شوارتز شیلد ستاره به ذرات ماده تبدیل می شود. ممکن است این ذرات به فضای بیرون بگریزند از این طریق مقداری از مواد تشکیل دهنده سیاهچاله های بزرگ که به اندازه یک ستاره وزن دارند، برای تبخیر همه مواد تشکیل دهنده اش میلیون ها میلیون سال وقت لازم است. درحالی که در این مدت خیلی بیشتر از این مقدار ماده به آن اضافه می شود. بنابر این هیچگاه از طریق تبخیر وزن آن کاسته نمی شود. هر چه سیاهچاله کوچکتر باشد سرعت تبخیر آن بیشتر است یک سیاهچاله کوچک واقعی باید بیشتر از مقدار ماده ای که به خود جذب می کند وزن از دست بدهد. بنابر این سیاهچاله کوچک باید بوسیله تبخیر کوچکتر و کوچکتر شود و بالاخره هنگامی که دیگر خیلی خیلی کوچک شد یک مرتبه تبخیر آن حالت انفجاری بخود گرفته و تشعشعاتی حتی با انرژی بیشتر از اشعه ایکس منتشر کند. اشعه منتشر شده از این طریق اشعه گاما خواهد بود سیاهچاله های کوچکی که 15 میلیون سال پیش هنگام نخستین انفجار بزرگ جهان ایجاد شده اند، اکنون ممکن است در حال ناپدید شدن باشند. هاوکینگ اندازه اولیه آنها و نوع اشعه گامایی را که هنگام انفجار تولید می کنند، حساب کرد. مجهولات سیاهچاله ها:

در سطح کره ای که هم مرکز نقطه یکتایی سیاهچاله است، تجمع می کنند. در فاصله معینی از سیاهچاله که بسته به جرم ستاره رمبیده دارد، جاذبه آنچنان زیاد است که نور نمی تواند فرار کند به این فاصله افق حادثه گفته می شود.
ساختار سیاهچاله ها:
سیاهچاله ها چگونه به وجود می آیند؟
همچنین باید بدانیم که وقتی نوترونها در هم شکستند دیگر هیچ چیز مطلقا وجود ندارد که از ، در هم پاشیدن ستاره جلوگیری کند. اگر شما خود را روی سطح یک توده در حال از هم پاشیدن تصور کنید، آنگاه شما با فرو ریختن آن جسم به مرکز آن نزدیکتر و نزدیکتر خواهید شد. و بنابراین نیروی جاذبه بیشتر و بیشتری را حس خواهید کرد. تا هنگامی که ستاره به مرحله کوتوله سفید برسد، شما بیش از 1.016 تن وزن پیدا خواهید کرد. 
وقتی که ستاره به در هم پاشیدن ادامه داد و از مرحله ستاره نوترونی هم گذشت و به طور کامل از هم پاشید، وزن شما از 15000 میلیون تن بیشتر و بیشتر خواهد شد. اگر سیاهچاله به اندازه کافی به ما نزدیک بود، می توانستیم نیروی جاذبه بر آن را حس کنیم. اما وقتی یک سیاه چاله در میان ستاره ها خیلی دورتر از ما قرار دارد، آیا می توانیم وجود آنرا اثبات کنیم؟ برای این منظور اخترشناسان دو راه آشکار شدن حدس می زنند.

در سال 1971 یک دانشمند انگلیسی به نام استفن هاوکینگ عنوان کرد که این واقعه به وجود آمدن سیاهچاله ها هنگامی که جهان نخستین انفجار بزرگ خود را آغاز کرد اتفاق افتاده است. هنگامی که تمامی مواد تشکیل دهنده جهان منفجر شد، مقداری از این مواد آن چنان به هم فشرده شدند که تبدیل به سیاهچاله گشتند. وزن برخی از این سیاهچاله ها ممکن است به اندازه وزن یک سیاره کوچک و یا از آن کمتر باشد. و وی آنها را سیاهچاله کوچک نامید.
نتایج تحقیقات هاوکینگ:


اگر ستاره شناسان بتوانند نوع پرتوهایی که هاوکینگ پیش بینی کرده است، شناسایی کنند، مدرک خوبی برای تایید تشکیل و وجود سیاهچاله بدست خواهد آمد. اما تاکنون پرتوهای پیش بینی شده کشف نشده اند. با این حال هر لحظه ممکن است این پرتو ها شناسایی شوند.
دلیل تابش اشعه ایکس از حفره سیاه این است که جرمی که توسط طوفانهای ستاره ای خود ستاره ، از سطح آن می گریزند، در فاصله مناسبی که به حفره سیاه رسیدند، توسط حفره شکار می شوند. و در مداری به دور حفره شروع به چرخش کرده و به این ترتیب شکل یک دیسک عظیم را تشکیل می دهند. 
با توجه به این نکته که لایه های داخلی تر دیسک سریع تر از لایه های خارجی می چرخند، در اثر اصطکاک لایه های مختلف دیسک گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می کنند. به این دیسک ، دیسک تجمعی گفته می شود. این حالت برای اولین بار در ستاره دوتایی ( دجاجه1-X ) مشاهده شده است. احتمالا قطر خود حفره سیاه (قطر افق حادثه) 30 کیلومتر است و برای تمامی ستاره های دو تایی سیاهچاله ساختمان به همین شکل است.با تشکر از شکوفه خانم دوست گلم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 0:20 توسط Zahra.M.Rad |
این هم از عکس های این هفته بابک امیر تفرشی زحمتشو کشیده. لطفا نظر ندید ناراحت میشم. ![]()



+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:16 توسط Zahra.M.Rad |
تلسكوپهاي « اسپيتزر» و «چاندرا» ناسا این سياهچالههاي پرجرم و در حال رشد را كشف کردهاند، که بازگوكنندهي بخش عظيمي از يك جمعيت گمشده از سياهچالهها هستند. كشف اين سياهچالهها نشان می دهد كه صدها ميليون سياهچالهي در حال رشد ديگر در عالم جوان ما وجود دارد، كه چيزي بيش از دو برابر تعداد سياهچالههاي شناخته شده در آن فاصله است. اين يافتهها همچنين اولين شواهدي هستند كه نشان ميدهد بيشتر كهكشانهاي پرچرم دوردست، سياهچالههاي جوان غولپيكري را در هستههاي خود دارند.
دهها سال بود كه تعداد بسياري از سياهچالههاي فعال، گمشده تصور ميشدند. اين ساختارهاي بسيار پرانرژي به دستهاي از سياهچالهها بهنام «اختروش ها» تعلق دارند. يك اختروش از ابری حلقهاي شكل از گاز و غبار كه سياهچالهي فوقالعاده پرچرم را دربرگرفته تشكيل شده است و آن را تغذيه ميكند. اين گاز و غبار وقتي كه توسط سياه چاله بلعيده ميشوند، گرم شده و بهصورت پرتوهاي ايکس بيرون پرتاب ميشوند. اين پرتوها ميتوانند به صورت تابش يا شعلهي موجود در فضا آشكار شوند، اما اختروش ها خودشان اغلب به طور مستقيم قابل مشاهده نيستند زيرا گاز و غبار موجود، آنها را از ديد ما پنهان ميكنند.
« ددي» Daddi)) ميگويد:" ما از مطالعات قبلي خود در حدود ۳۰ سال قبل ميدانستيم كه بايستي اختروش هاي بيشتري در عالم وجود داشته باشد اما تا به امروز نميدانستيم كه كجا بايستي آنها را جستجو كنيم. ددي و تيم همكارانش ابتدا شروع به مطالعهي ۱۰۰۰ كهكشان پرجرمي نمودند كه در حال بوجود آوردن ستارگان هستند و گمان ميشد كه بايستي اختروش هاي گمشدهي مورد نظر باشند. كهكشانها به لحاظ جرم مانند كهكشان مارپيچي راهشيري خودمان هستند اما از لحاظ شكل ظاهري نامنظم و بيقاعده هستند. اين كهكشانها در فاصلهي ۹ تا ۱۱ ميليارد سال نوري، زمانيكه عمر عالم بين ۲.۵ تا ۴.۵ ميليارد سال بود و در دورهي نوجواني خودش بهسر ميبرد وجود داشتهاند. زمانيكه اخترشناسان با چشمهاي فروسرخ تلسكوپ اسپيتزر و با دقت بيشتري به كهكشانها نگاه كردند، متوجه شدند كه از اين ميان حدود ۲۰۰ كهكشان وجود دارد كه به ميزان غيرمعمولي نور مادون قرمز از خود گسيل ميكنند. اطلاعات اشعهي ایکس بدست آمده از تلسكوپ چاندرا و تكنيكی موسوم به «پشته سازي»(Stacking) آشكار ساختند كه كهكشانها در حقيقت درون اختروش هاي بزرگ پنهان بودهاند. اكنون دانشمندان تصور ميكنند كه اختروش ها گازهاي موجود در ابرهاي حلقهاي شكل اطراف خود را گرم ميكنند و باعث آزاد شدن نور مادون قرمز بيشتري ميشوند.
اختروش هاي تازه كشف شده كمك مي كنند تا به جواب پرسشهايي بنيادي در مورد اينكه كهكشانهاي پرجرم چگونه رشد ميكنند برسيم. به عنوان مثال دانشمندان دريافتهاند كه بيشتر كهكشانهاي پرجرم، ستارگان را بطور پيوسته و يكنواخت و سياهچالهها را به يكباره و بهصورت همزمان بوجود ميآورند و اين روند تا زمانيكه كهكشان آنقدر بزرگ ميشود كه سياهچالههايش فرآيند شكلگيري ستارگان را متوقف ميسازد ادامه دارد. منبع: نجوم یزد
« مارك ديكينسون» (Mark Dickinson) از رصدخانهي ملي نجوم اپتيكي(NOAO) ميگويد:" سياهچالههاي فعال فوقالعاده پرجرم در هر كجايي از جهان اوليه وجود داشتند. ما قبلا در جستجوهاي خود براي كشف اين اجرام بخشهاي كوچكي از اين سياهچالهها را ديده بوديم، اما اكنون ميتوانيم تمام سياهچاله را مشاهده كنيم". سیاهچاله ای در حال رشد، که اختروش خوانده می شود، در طرحی مفهومی در مرکز کهکشانی دوردست قابل مشاهده است.
اسپيتزر اين تصوير را از منظر فروسرخ گرفته که نشان دهنده کسري از سياهچاله ها در شکم کهکشان هاي دور و پرجرم است. (با دايره هاي آبي مشخص شده اند.)
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 19:5 توسط Zahra.M.Rad |
این عکسهای زیبا عکسهای منتخب هفته هستند اگر بشه از این به بعد یک بخشی از این وبلاگ به این عکسها اختصاص پیدا می کند . نظراتتون رو درباره این بخش بگید. ممنون می شم. جالبه که بدونید این عکسها مربوط به ایران خودمونه.عجب آسمونی داره ایران. ![]()
![]()



+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:34 توسط Zahra.M.Rad |
بطور کلی ستارگان دارای مراحل مختلف جنینی ، کودکی و جوانی و پیری هستند. پس از اکتشاف برابری جرم و انرژی توسط انیشتین ، دانشمندان تشخیص دادند، که کلیه ستارگان باید تغییر و تحول یابند. هر ستاره هنگامی که نور (انرژی) پخش میکند، مقداری از ماده خویش را مصرف میکند. ستارگان همیشگی نیستند، روزی به دنیا آمدهاند و روزی هم از دنیا خواهند رفت. ستارگان گویهای بزرگی از گاز بسیار گرم هستند که بواسطه نورشان میدرخشند.
ستارگان اجرامی هستند آسمانی که دارای منبع انرژی بوده (به سه صورت انرژی گرانشی ، حرارتی و هستهای) و این انرژی را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطیسی خرج میکند (از امواج رادیویی تا اشعه گاما).
مقدمه
در سطح دمای آنها هزاران درجه است و در داخل دمایشان بسیار بیشتر است. در این دماها ماده نمیتواند به صورتهای جامد یا مایع وجود داشته باشد. گازهایی که ستارگان را تشکیل میدهند بسیار غلیظتر از گازهایی هستند که معمولا بر سطح زمین وجود دارند. چگالی فوق العاده زیاد آنها در نتیجه فشارهای عظیمی است که در درون آنها وجود دارد. ستارگان در فضا حرکت میکنند، اما حرکت آنها به آسانی مشهود نیست. در یک سال هیچ تغییری را در وضعیت نسبی آنها نمیتوان ردیابی کرد، حتی در هزار سال نیز حرکت قابل ملاحظهای در آنها مشهود نمیافتد.
|
نقش و الگوی آنها در حال حاضر کم و بیش دقیقا همان است که در هزار سال پیش بود. این ثبات ظاهری در نتیجه فاصله عظیمی است که میان ما و آنها وجود دارد. با این فواصل چندین هزار سال طول خواهد کشید تا تغییر قابل ملاحظهای در نقش ستارگان پدید آید. این ثبات ظاهری مکان ستارگان موجب شده است که نام متداول (ثوابت) به آنها اطلاق شود. اختر فیزیکدانان بر این باورند که در بعضی کهکشانها ، از جمله کهکشان راه شیری ، ستارگان نوزاد بسیاری در حال تولد هستند، افزون بر آن که پژوهشگران اظهار میدارند تکامل ، تخریب و محصول نهایی یک ستاره ، به جرم آن بستگی دارد. در واقع سرنوشت نهایی ستاره که تا چه مرحلهای از پیشرفت خواهد رسید با جرم ستاره ارتباط مستقیم دارد.
گوی آتشین مورد نظر در نظریه انفجار بزرگ ، حاوی هیدروژن و هلیوم بود، که در اثر انفجار بصورت گازها و گرد و غباری در فضا بصورت پلاسمای فضایی متشکل از ذرات بسیاری از جمله الکترونها ، پروتونها ، نوترونها و نیز مقداری یونهای هلیوم به بیرون تراوش میکند. با گذشت زمان و تراکم ماده دربرخی سحابیها شکل میگیرند. این مواد متراکم رشد کرده و تودههای عظیم گازی را بوجود میآورند که تحت عنوان پیش ستارهها معروفند و با گذشت زمان به ستاره مبدل میشوند. بسیاری از این تودهها در اثر نیروی گرانش و گریز از مرکز بزرگ و کوچک میشوند، که اگر نیروی گرانش غالب باشد، رمبش و فرو ریزش ستاره مطرح میشود و اگر نیروی گریز از مرکز غالب شود، احتمال تلاشی ستاره و شکل گیری اقمار و سیارات میرود.
همه ستارگان به شش طبقه روشنایی که قدر نامیده میشود، تقسیم شدهاند. روشنترین ستارگان دارای قدر اول و کم نورترین ستارگان که توسط چشم غیر مسلح قابل روءیت بودند به عنوان ستارگان قدر ششم و بقیه ستارگان داراب قدرهای بین 16 - 1 هستند. قدر یک ستاره عبارت است از: سنجش لگاریتمی از روشنایی ستارگان ، اگر قدر یک ستاره را با m نمایش دهیم، داریم:
که مقدار ثابت Cte همان صفر مقیاس قدری است.
|
مقدار انرژی تابیده شده از ستاره به واحد سطح زمین را روشنایی یک ستاره مینامند. مقدار ثابت (صفر مقدار قدری) را طوری انتخاب میکنند که قدر ستاره α چنگ رومی (Vega) برابر صفر شود. علامت منفی در فرمول نشان میدهد که قدر روشنایی ستاره بالا باشد، دارای قدر پایین خواهد بود.
هر وسیلهای که برای آشکارسازی نور بکار میرود دارای حساسیت طیفی است. مثل چشم انسان که اولین وسیلهای است برای آشکارسازی نور و حساسیت چشم برای نورهای مختلف یکسان نیست. هر وسیله دیگری هم که برای اندازه گیری نور بکار میرود مثل فیلمهای عکاسی برای نورهای با طول موجهای متفاوت ، دارای حساسیت یکسان نیست. پس روشنایی یک جسم بستگی به نوع وسیله اندازه گیری شده دارد. بر این اساس قدرهای مختلفی داریم، که یکی از آنها قدر دیدگانی و دیگری قدر عکسبرداری میباشد.
هنگام مطالعه طیف ستارگان (یا همان بررسی کیفی ستارگان) مشاهده میشود که اختلاف فاحشی بین ستارگان وجود دارد. از آنجایی که وجود هر خط سیاه در طیف ستاره بیانگر وجود یک عنصر شیمیایی ویژه در اتمسفر آن ستاره است، شاید به نظر میرسد که علت اختلاف در طیف ستارگان بخاطر اختلاف در مواد شیمیایی سازنده ستارگان باشد. ولی در نهایت چنین نیست، بلکه علت اختلاف طیف ستارگان دمای ستارگان میباشد. چون ستارگان دارای دماهای متفاوتی هستند، طیف آنها نیز متفاوت است.
|
در مورد ستارگان امکان اندازه گیری دمای جنبشی (دمایی که توسط دماسنج اندازه گیری میشود) وجود ندارد. زیرا نمیتوانیم ترمومتر را در قسمتهای مختلف ستاره قرار داده و این دما را اندازه گیری کنیم. از طرفی لایههای مختلف ستاره دارای دماهای مساوی هستند و هر چه از لایههای خارجی به طرف لایههای داخلی حرکت کنیم دما افزایش مییابد. بنابراین تعریف دمای منحصر به فردی که مربوط به هر لایه از ستاره باشد غیر ممکن است.
در حالت کلی مشاهده خطوط طیفی مربوط به یک عنصر در طیف یک ستاره دلیل بر وجود آن عنصر در اتمسفر این ستاره است و برعکس این ممکن نیست. یعنی عدم حضور خطوط طیفی یک عنصر در طیف یک ستاره دلالت بر عدم وجود آن عنصر در اتمسفر ستاره را ندارد، زیرا علاوه بر حضور یک عنصر لازم است، شرایط فیزیکی (دما و فشار) برای تشکیل خطوط طیفی آن عنصر برقرار باشد، تا بتوانیم خطوط طیفی آن عنصر را مشاهده کنیم. با توجه به اینکه شدت خطوط جذبی بستگی به فراوانی آن عنصر دارد، بنابراین میتوانیم از روی شدت خطوط طیفی ، فراوانی عناصر را در ستارگان تعیین کنیم.
اطلاعات مربوط به جرم ستارگان از مسائل بسیار مهم به شمار میرود. تنها راهی که برای تخمین جرم یک ستاره در دست داریم آن است که حرکت جسم دیگری را که بر گرد آن دوران میکند مورد مطالعه قرار دهیم. ولی فاصله عظیمی که ما را از ستارگان جدا میکند، مانع آن است که بتوانیم سیارات متعلق به همه آنها را ببینیم و حرکت آنها را مورد مطالعه قرار دهیم. عده زیادی ستاره موجود است که جفت جفت زندگی میکنند و آنها را منظومههای مزدوج یا دو ستارهای مینامند. در چنین حالات بایستی حرکت نسبی هر یک از دو ستاره مزدوج مستقیما مطالعه شود، تا از روی دوره گردش آنها جرم نسبی هر یک بدست آید. در حضور ارتباط میان جرم و نورانیت ستارگان ، نخستین بار بوسیله سرآرتورادینگتون اظهار شد که نورانیت ستارهها تابع معینی از جرم آنها است، و این نورانیت با زیاد شدن جرم به سرعت ترقی میکند.
برای هر ستارهای سه منبع انرژی را میتوان نام برد که عبارتند از:
میتوان فرض کرد که خورشید یا ستارگان در حال تراکم تدریجی هستند و بدین وسیله انرژی پتانسیل گرانشی خود را بصورت انرژی الکترومغناطیسی به محیط اطراف تابش میکنند.
میتوان فرض کرد که ستارگان و خورشید اجرام بسیار داغ آفریده شدهاند و با تابش خود به محیط اطراف در حال سرد شدن هستند.
می توان فرض کرد که در ستارگان هستههای سبکتر همجوشی کرده و انرژی آزاد شده در این همجوشی منبع انرژی ستارگان را تأمین میکند، یا میتوان فرض کرد که در ستارگان هستههای سنگینتر از طریق واپاشی به هستههای سبکتر تبدیل شده و انرژی آزاد شده از این واپاشیها انرژی ستارگان را تأمین میکند.
|
سه طریق برای مرگ ستارگان وجود دارد. ستارگانی که جرم آنها کمتر از 1.4 برابر جرم خورشید است. این ستارگان در نهایت به کوتولههای سفید تبدیل میشوند. ستارگانی که جرم آنها بیشتر از 1.4 برابر جرم خورشید است، در نهایت به ستارگان نوترونی و به سیاه چالهها تبدیل خواهند شد. دیر یا زود سوخت هسته ای ستارگان به پایان رسیده و در این صورت ستاره با تراکم خود انرژی گرانشی غالب آمده و این تراکم (رمبش) تا تبدیل شدن الکترونهای آزاد ستاره به الکترونهای دژنره ادامه پیدا میکند، که در این صورت ستاره به یک ستاره کوتوله سفید تبدیل شده است. برخی از ستارگان از طریق انفجارهای ابرنواختری به ستارگان نوترونی تبدیل میشوند. ستارگانی که بیشتر از 1.4 و کمتر از سه برابر جرم خورشید دارند، به ستاره نوترونی تبدیل شده و آنهایی بیشتر از سه برابر جرم خورشید دارند، عاقبت به سیاه چاله تبدیل میشوند. سیاه چاله آخرین مرحله مرگ ستاره میباشد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 9:8 توسط Zahra.M.Rad |
مریخ نشین فونیکس برای سفر به قطب شمال مریخ آماده است . پس از ماموریت موفقیت آمیز دو مریخ نورد روح و فرصت که بر خلاف پیش بینی ها هنوز به کار خود ادامه می دهند ، ناسا فونیکس بر خلاف ماموریت های قبلی همچون روح و فرصت به جای حرکت در میان دشت ها یا دره ها ، در جای خود ثابت می ماند . در این ماموریت فونیکس با حفاری به عمق سنگ ها و یخ های قطب شمال مریخ نفوذ می کند تا به طور مستقیم آنها را بررسی کند . این بررسی به دانشمندان کمک خواهد کرد تا تاریخچه آب در این سیاره را بهتر بشناسند ، دانشمندان امیدوارند به کمک این ماموریت به آثاری از حیات میکروبی باقیمانده از گذشته دست پیدا کنند و یا احتمال ذوب شدن یخ ها در دوره های مشخص را بدست بیاورند . راکت دلتا که فونیکس را تا مریخ حمل خواهد کرد در سکوی پرتاب 17A در پایگاه فضایی کندی در جنوب فلوریدا آماده می شود ، همزمان با این کار فونیکس از مرکز فضایی کلورادو به نزدیکی پایگاه فضایی کندی انتقال میابد تا در یک "clean room" مورد بازبینی نهایی قرار می گیرد و آماده پیوستن به راکت اصلی شود (در مرکز فضایی کلورادو فونیکس را در یک محیط بیابانی شبیه به مریخ تحت آزمایش قرار داده بودند ) . پس از این مرحله فونیکس به پایگاه فضایی کندی انتقال می یابد و در آنجا آخرین تست قبل از پرواز بر روی آن انجام می شود ، برای مثال صفحه های خورشیدی ، چتر نجات ، رادار پرواز و سپر حرارتی برای آخرین بار کنترل می شوند . قرار گرفتن فونیکس در کپسول مخصوص در فضاپیما نیز در سه مرحله انجام می شود . ابتدا آن را در یک محفظه حفاظت شده قرار می دهند و سپس آن را تا محل فضا پیما حمل می کنند و در آخرین مرحله ، فضا پیما را بالا برده و در جای مخصوص قرار می دهند . پس از پرتاب این فضاپیما بیش از نه ماه در راه خواهد بود تا به مقصد برسد ، پس از رسیدن فونیکس به مریخ نوبت به فرود بر سطح مریخ می رسد که یکی از حساس ترین مراحل کار است . در هنگام فرود چتر نجات و موتور هیدروزین هردو وظیفه دارند تا با کاهش و کنترل سرعت ، فضاپیما را به سلامت بر روی سطح سیاره فرود آورند . پس از برخورد فضاپیما با جو مریخ ، همزمان با کاهش ارتفاع چتر نجات و موتور هیدروزین تعبیه شده سرعت را از حدود 125 مایل بر ساعت به 5 مایل بر ساعت کاهش می دهند تا فضاپیما بتواند دقیقا در نقطه مورد نظر در قطب شمال مریخ به آرامی بنشیند . هنگامی که فونیکس به سلامت بر روی مریخ فرود آمد 30 دقیق صبر می کند تا گرد و غبار بوجود آمده در اثر فرود محو شود سپس دو صفحه خورشیدی مدور خود را باز می کند و بعد از آن دیگر ابزار های خود نظیر بازوی روباتیک ، دکل کوچک هواشناسی و دوربین خود را فعال خواهد کرد . هنگامی که این مریخ نشین صفحات خورشیدی خود را باز کند 5.5 متر پهنا و 1.5 متر طول خواهد داشت ، بازوی روباتیک آن 2.3 متر طول دارد و به مریخ نشین این امکان را می دهد تا محیط اطرافش را به راحتی بررسی کند این بازو قادر است یخ های مریخ را تا چند اینچ حفاری کند و از لایه سطحی یخ ها عبور کرده به یخ ها ی عمیق تر و مدفون شده در زیر سطح سیاره دست یابد و همچینن قادر است مقداری از خاک سطح مریخ را به عنوان نمونه وارد آزمایشگاه کوچکی کند که در بدنه مریخ نشین طراحی شده . در این آزمایشگاه بوسیله حرارت به این نمونه ها می توان به مواردی مثل آب و همچنین کربن ها ی سازنده ی بلوک های حیات دست یافت . دکل کوچک هواشناسی ققنوس نیز می تواند به بررسی جو سیاره بپردازد و میزان آب و غبار موجود در اتمسفر محل فرود را مورد بررسی دهد . و در طی دوره ی 3 ماهه فعالیت مریخ نشین وضعیت جو سیاره در بهار و تابستان مریخی نیز تحلیل خواهد شد . این پروژه توسط گروهی از دانشگاه آریزونا به سرپرستی پیتر اسمیت هدایت خواهد شد.
خود را برای پروژه بزرگتری در مریخ آماده می کند . مریخ نشین فونیکس یا ققنوس در 12 مرداد (سه آگوست) بوسیله یک راکت دلتا II به سمت قطب شمال مریخ پرتاب خواهد شد .
هم اکنون فونیکس به راکت اصلی خود متصل و آماده است تا چند روز دیگر به سمت سیاره سرخ پرتاب شود و تمامی عملیات بالا تا سه هفته قبل از پرتاب به پایان رسیده است .
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:47 توسط Zahra.M.Rad |
یافته های تازه از همسایه راه شیری حاکی از آن است که گروهی از اخترشناسان نخستین تک ستاره ها را در هاله آندرومدا یافته اند. پیش از این ستاره های این ناحیه فقط در خوشه های کروی کشف می شدند. این گروه، ستاره های موجود در هاله را تا فواصل دست کم 500 هزار سال نوری از هسته کهکشان دنبال کردند. سرعت و ترکیب عناصر سنگین نشان می داد آنها هم متعلق به کهکشان های کوتوله بلعیده شده اند. گرچه می دانیم که اغلب کهکشان ها می بایست هاله تاریکی در اطراف خود داشته باشند تا جوابگوی گرانش آشکار آنها باشد، اما تاکنون به جز در اطراف راه شیری نشانی از هاله گسترده درخشان در اطراف دیگر کهکشان ها پیدا نشده بود. با بررسی آندرومدا به ما ثابت شد که کهکشان مارپیچی دیگری نیز مانند کهکشان خودمان هاله ای از ستاره ها دارد و این باید پدیده ای متداول در کیهان باشد. گروهی بین المللی از اخترشناسان در انگلستان نیز اعلام کردند سه خوشه ستاره ای پیر درنزدیکی آندرومدا یافته اند که اندازه و تراکمی بین خوشه های کروی و کهکشان های کوتوله دارند. ممکن است این خوشه ها بقایای کهکشان های کوتوله ای باشند که به دلیل کشش گرانشی آندرومدا از یکدیگر پاشیده شده اند. همچنین در هاله همسایه ما خوشه های کروی شناخته شده فقط 2 میلیارد سال سن دارند و در مقایسه با خوشه های کروی عادی به سن 13 میلیارد سال، جوان به شمار می آیند. اما نکته اینجاست که چنین چیزهائی در اطراف راه شیری وجود ندارند. شاید آندرومدا اخیرا تاریخ پر آشوب تری داشته و کوتوله های بیشتری را بلعیده است. جریان هر چه باشد کشف خوشه های بزرگ بازمانده از کوتوله های بلعیده شده، مرز میان ماهیت خوشه های کروی و کهکشان های کوتوله را کمرنگ تر کرده است. کهکشان راه شیری و آندرومدا جرم مشابهی دارند اما آندرومدا کمی درخشان تر است، برآمدگی مرکزی و قرص بزرگتری دارد. تعداد خوشه های کروی که در آندرومدا وجود دارند سه برابر راه شیری است. منبع:آسمان پارس

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 19:9 توسط Zahra.M.Rad |
Star Power
این مطلب رو برای تمام آن کسانی می زارم که علاقه زیادی به اصل مقالات پژوهشی دارند و تا دو هفته زمان تعیین می کنم و هرکس ترجمه این مقاله را برام فرستاد به نام خودش در وبلاگ ثبت می کنم و بعد از یک هفته خودم ترجمه متن را روی وب می زارم.موفق باشید دوستان ![]()
One billion miles per gallon -- that's how far a car could travel if it were powered by a typical black hole. Scientists with NASA's Chandra X-ray Observatory recently arrived at this estimate after determining black holes are the most fuel-efficient "engines" in the universe, a discovery that highlights a black hole's economical performance and its benefits.
Image to right: Chandra scientists wondered why twin bubbles developed in vast clouds of hot gas surrounding some supermassive black holes. Credits: X-ray: NASA/CXC/Stanford U./S. Allen et al. IR: NASA/ESA/McMaster Univ./W. Harris Radio: NRAO/VLA + View Larger Image
"Just as with cars, it's critical to know the fuel efficiency of black holes," said Stanford University's Steve Allen, lead author of the study. "Without this information, we cannot figure out what is going on under the hood, so to speak, or what the engine can do."
Observations made with Chandra show that as matter falls toward a supermassive black hole, it releases enormous amounts of energy. The surprise revelation is that most of this energy goes into producing immense jets of particles that erupt from it at nearly the speed of light.
The jets were discovered when images from Chandra showed something was blowing giant bubbles into gas clouds surrounding black holes. Scientists were able to estimate the strength of the jets by determining the force and size needed to form such cavities. Their intensity shows researchers that black holes make mind-bogglingly good use of available resources.
"If a car was as fuel-efficient as these black holes, it could theoretically travel over a billion miles on a gallon of gas," said co-author Christopher Reynolds of the University of Maryland.
Image to left: An artist's illustration shows a close-up view of a supermassive black hole in a galaxy's center. Gas becomes hotter as it approaches the black hole, turning from red to yellow to white. Most of the gas is swallowed by the black hole, but some is launched in jets away from the black hole at almost the speed of light. Credit: CXC/M. Weiss + View Larger Image
Engines, of course, perform work. In the case of black holes, the results of this study suggest the job of their jets is to possibly limit the numbers of stars that form near them.
Untold numbers of stars could condense from a black hole's hot gas clouds if the clouds are allowed to cool enough. The unbridled process could sprout billions of extra stars, perhaps crowding the cosmic neighborhood. The high-velocity jets stop this from happening by keeping cloud temperatures high and star formation in check.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:45 توسط Zahra.M.Rad |
سرانجام آتلانتیس 28 ساله آمد. خسته از سفر. اما با دستانی پر از موفقیت. شاید بتوان علت خستگی سرنشینان را در اضطراب و نگرانی حاصل از جدا شدن قطعه ای 10 سانتیمتری از مخزن اصلی در هنگام پرواز دانست. علاوه بر آن تعمیر مخزن و انجام چهار راهپیمائی، خستگی مربوط به خود را به دنبال داشته است. با این وجود هدایایی که برای ایستگاه تدارک دیده شده بود یا به عبارت بهتر همان صفحات خورشیدی و لوازم جانبی با موفقیت به ایستگاه رسید و طی راهپیمایی های مختلف بر روی آن نصب گردید. آتلانتیس علاوه بر اینکه سرنشینان خود را سالم به زمین رساند حامل یک میهمان از ایستگاه نیز بود. این مهمان خانم " سونیتا ویلیامز " است که با 6 ماه ماندن در ایستگاه توانست دو رکورد جدید را در قلمرو زنان فضانورد از آن خود کند. اینک آتلانتیس، شاتلی که 244 روز از عمر خود را در فضا سپری کرده، به آشیانه خود برده می شود تا خستگی این یکی دو هفته ماندن در فضا از تنش بیرون رود




+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 9:19 توسط Zahra.M.Rad |
روز شنبه بود ، مثل همه روزها شروع شد و مثل همیشه مشغول کارهای روزمره بودم . ونگران ، نگران روزهای بعد ، روزهایی که در پیش بودند و بی مهابا به سویم می شتافتند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 20:16 توسط Zahra.M.Rad |
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:56 توسط Zahra.M.Rad |
سلام بچه ها طبق قولی که بهتون داده بودم خاطرات شب رصدیمونو براتون پست می کنم خوب اون روز ما بچه های فیزیکی کلاس ترمودینامیک داشتیم اینقدر از کلاس رفتیم بیرون و وباره برگشتیم که راستش رو بخواین خودمون هم خسته شدیم . استاد کم مونده بود که سرمون فریاد بکشه ولی از آنجایی که استاد محترم و صبوری هستند ما را تحمل کردند . کس نبود به ما بگه آخه بچه های خوب دیگه حالا امروز سرکلاس رفتنتون واسه چی بود . ولی خوب آخه ما همه بچه درسخوووووووووووووون. بگذریم هماهنگی ها انجام شد و ما راهی شدیم سر راه تلسکوپ دانشگاه و کارشناس رو سوار کردیم و آب برو که رفتی. اینقدر خوشحال بودیم که نگو ونپرس باورمون نمی شد که در کمتر از یک هفته همه کارها درست بشه و با این سفر موافقت کنند و تلسکوپ دانشگاه رو هم در اختیارمون بگذارند. ولی خداییش دم خودم گرم چنان نامه نگاریی راه انداخته بودم که بیا و ببین. سارا و مینا و بهاره وتقوا هم خیلی تلاش کردند . همین جا جاداره ازشون تشکر کنم. جای تقوا خالی خیلی دوست داشت بیاد ولی یک سری کار براش پیش اومد و نتونست با ما باشه. راستی یادم رفت از خانم سیده مریم رضوی تشکر کنم ایشون زحمات زیادی برای هماهنگ کردن کارشناس ها و کاروانسرا کشیدند. خلاصه تو راه که بچه ها غوغا کردند. اینقدر خوشحال بودند که نگو. نزدیکی های تهران که رسیدیم بچه تهرونیایی که قرار بود کارشناسشون مارو همراهی کنه تماس گرفتن و موقعیتشون رو اعلام کردند تا ما بهشون ملحق شیم. آقا حدود ساعت 3 بود که بهشون رسیدیم. بابا همه تریپ خفن (به قوله قمی ها چَشامون سیخ شد) . خلاصه بچه ها کلی تریپ کرکر و خنده برداشته بودند. همونجا نماز ظهر و عصر رو خوندیمو راه افتادیم . از اینجا به بعد مسیر وارد جاده خاکی شدیم . چشمتون روز بد نبینه . اتوبوس ما قراضه مگه می تونست حرکت کنه . رسیده بودیم به یه سراشیبی که راننده نمی تونست فرمون بده بیاد پایین . دم بچه تهرونیا گرم اگه اینجا کمک نمی کردند ما همونجا مونده بودیم. قیافه اتوبوسمون رو ببینید. بعد این مرحله جاتون خالی کلی خاک خوردیم . سر راه چند تا صحنه جالب بود تو کویر که مینا عکاس نیمچه حرفه ایمون ازشون عکس گرفته . ببینید. ساعت 7 بود که رسیدیم کاروانسرای قصر بهرام. بعداز نماز مغرب و عشا رفتیم رو پشت بوم واسه استقرار تلسکوپ و شروع رصد. چیزهایی که رصد کردیم عبارت بود از: مریخ و زحل و زهره و صورت فلکی عقرب و چند سحابی . دب اکبر دب اصغر و...... خیلی بودند که اگه بخوام نام ببرم خیلی مفصل می شه. درپایان از دکتر بردبار مدیر گروه فیزیک و دکتر محمودی مدیریت اجرایی گروه کمال سپاس گذاری را داریم.![]()
![]()

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:18 توسط Zahra.M.Rad |
توجه ! توجه!
قراره که من در پست های آینده خاطراتی رو که از سفرمون در روز نجوم داشتیم بنویسیم . اگه بدونید چه شبی بود .![]()
![]()
منتظر خاطراتمون باشید.![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:41 توسط Zahra.M.Rad |
باید متذکر شد که فشار به وسیله نیروهای دیگر جز نیروی گرانش نیز پدید می آید و یکی از آن شتاب می باشد. نیروی گرانشی برای جسمی که به حال سکون بر روی سطح زمین قرار دارد، واقعا با وزن جسم برابر می باشد. ولی این فقط یک حالت خاص می باشد.
اثر گرانش
بدن انسان بر سطح فشار معینی وارد می کند. ولی مطابق قانون سوم نیوتن سطح زمین کاملا همان مقدار فشار را متقابلا از پایین به بدن انسان وارد می سازد. این نیروی مقاومت ، عکس العمل نامیده می شود. نیروهای گرانشی بر سطح و نیروی عکس العمل برخود جسم اثر می گذارد. بدین ترتیب ، گرانش بر جسم اعمال می گردد نه بر سطح. مفهوم مطلب آن است که این نیرو کاملا با فشاری که بر سطح وارد می گردد، تفاوت دارد.
در شرایط زمینی فشار داده شده بر یک سطح در نتیجه عمل نیروی جاذبه یا گرانشی پدید می آید. ولی مردم غالبا فکر می کنند که این فشار دقیقا همان نیرویی است که بوسیله آن ، جسمی به زمین جذب می گردد. اگر چنین موردی واقعا صحت داشت، ما شاهد بی وزنی فضاپیمائی که به ماه حرکت می کند، نبودیم. زیرا سفینه در هر نقطه روی مدار تحت تاثیر گرانش زمین قرار دارد. به طور کلی به زحمت می توان نقطه ای را در فضا پیدا نمود که برآیند نیروهای گرانشی در آن صفر باشد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 0:27 توسط Zahra.M.Rad |
با عرض سلام وتبریک سال نو خدمت همه علاقه مندان به وبلاگ نجوم دانشگاه قم. ضمن این پست از کلیه علاقه مندان به همکاری در این وب دعوت می کنیم تا آمادگی خود را در ضمن کامنتی اعلام دارند. این تصویر تقدیم به همه کسانی که می خواستن تعطیلات برن مسافرت ولی نرفتن.
![]()

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 16:44 توسط Zahra.M.Rad |
بارش شهابي برساووشي در اين تصوير، رد يك شهاب معمولي و دو آذرگوي كه منفجر شده اند را مشاهده ميكنيد .
در طول سال ، سه بارش دائمي و پربار شهابي روي مي دهد که عبارتند از : برساووشي در مرداد ماه ، جوزايي در آذرماه و ربعي در دي ماه که ZHR اينها در حدود 100 شهاب بر ساعت است .
بارش شهابي برساووشي در اوج فعاليت خود به ZHR تقريبي يکصد شهاب بر ساعت مي رسد . آغاز اين بارش در 27 تيرماه است ، در 21 مرداد / 12 Aug به اوج فعاليت خود مي رسد و در سوم شهريور با دورشدن زمين از توده بارش به پايان مي رسد . شهاب هاي اين بارش با سرعت زمين گراي 60 کيلومتر بر ثانيه جزو سريع ترين شهاب هاي آسمان زمين محسوب مي شوند و معمولا از درخشندگي مناسبي برخوردارند . مولد اين بارش شهابي ، دنباله داري به نام سويفت تاتل است (C/109P Swift-Tuttle)که در مداري 130 ساله به دور خورشيد ميگردد . اين دنباله دار که سابقه اش در گردش به دور خورشيد تا سال 69 قبل از ميلاد شناسايي شده است ، آخرين بار در12 دسامبر سال 1992 به صورت جرمي از قدر 5+ از فاصله 0.96 واحد نجومي خورشيد عبور کرد و صد البته که در آن سال بارش شهابي برساووشي از شدت بسيار مناسبي برخوردار بود .
در بارش شهابي برساووشي مي توان سه توده متمايز از يکديگر را تشخيص داد . نخست ، توده اي پخش است که در 40 روز فعاليت بارش خودش را نشان ميدهد . توده بعدي ، بخش چگال تري است که اوج بارش را که معمولا در 21 مرداد روي مي دهد به وجود مي آورد و توده سوم همان توده اي است که در سال 1991 در عبور دنباله دار از حضيض مداري خود تشکيل شد . اين توده در مرکز خود ، توده هاي فوران يافته در حضيض سال 1862 سويفت – تاتل را در بر دارد . 