دفترچه خاطرات کانون نجوم : سلام به همه دوستان عزیز و همراهان همیشگی وبلاگ نجوم qOMSKY . از این روز به بعد قراره که من براتون خاطرات یا به عبارت دیگه گزارش کارهای کانون نجوم دانشگاه قم را بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد و با نظراتی که می دید من را در این راه همراهی کنید و باعث دلگرمیم بشید. خب می ریم سراغ اولین روز خوب کاری و سرنوشت ساز کانون . امروز قرار شد که من به همراه مینا ، بهاره و سارا که ایشون دبیر محترم کانون هستن به مرکز نجوم استان بریم وبرای انجام هماهنگی های لازم جهت برنامه هایی که قراره در هفته نجوم در دانشگاه و در سطح استان برگزار بشه خدمت آقای اصفهانی برسیم . تو راه کلی هماهنگی کردیم که هرکی چه حرفی بزنه و کی چی بگه . وقتی رسیدیم به مرکز اجازه ورود دادند و ما وارد شدیم . اما بشنوید از کفشهای بهاره و سارا که چون بوت پوشیده بودند کلی معطل شدیم تا خانمها بوتها رو در بیارن . کاشکی کار به همین جا ختم میشد وقتی که رفتیم داخل چشمتون روز بد نبیینه ... (این قسمت رو به دلیل رعایت اصول بهداشتی حذف میکنیم) از این هم که بگذریم می رسیم به صحبتهای مهمی که انجام شد . آقای اصفهانی باز هم دل پری داشت از ناملایماتی که مسئولان با فعالیتهای این مرکز داشتند. لیست برنامه هایی رو که قرار بود در هفته نجوم اجرا بشه به ما دادند و گفتند : ‹ بچه ها این بهترین فرصته که خودتون را نشون بدید ، اعلام موجودیت کنید و با اجرای این برنامه بزرگترین قدم را در اول راهتون بر دارید .› ایشون راست می گفتن این موقعیت خیلی عالی بود. قرار شد که ما با جناب دکتر محمودی رئیس اجرایی دانشگاه صحبت کنیم تا ایشون همکاری های لازم را با ما انجام بدن و به امید خدا بتونیم این مسئولیت را به عهده بگیریم و به خوبی به انجام برسونیم . وقتی که آدم از جریان های مخالف که روبروش هستن خسته می شه نیاز به کسی پیدا می کنه که با ایده های نو و سازنده اش و اعتمادی که ایجاد می کنه همراهیش کنه و نیرویی دوباره برای ادامه راه بهش بده و آقای اصفهانی این کپسول فعال کننده گروه ماست که با افکارشون همیشه ما رو همراهی کرده اند و جاداره که در پایان این برگ از خاطراتمون از ایشون تشکر کنیم. بعد از این جلسه پربار و اکتیوانه ، من و سارا و مینا یه پروژه انرژیک انجام دادیم و جاتون خالی یه ساندویچکی خوردیمو و هرکدوم با افکاری خلاق و باز به سمت خانه هامون روانه شدیم. در آخر از همه شما که جزء خوانندگان این بخش از وبلاگ هستید می خوام که برامون دعا کنید تا مشکلاتی که مطمئنا برسر راهمون هست به خوبی و خوشی رفع بشه و مسئولان با برگزاری این برنامه ها موافقت کنن.![]()
![]()

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 16:1 توسط Zahra.M.Rad |