تبليغاتX
THE NIGHT SKY - خدا، ریاضیات و افکار يک نوجوان

THE NIGHT SKY

ALL DITAILS ABOUT SKY AND EVERY THING RELATED ON

دقايقی پيش یکی از دوستانم مسئله ای را از مکانیک کوانتومی مطرح کرد. در توضیح مطلب بودم (که مربوط به اثبات قضیه ای بود و استثنائی که در حالت تبهگن دارد) که صحبت به مفاهيمی کشيد که مربوط به خاطراتی و افکاری قدیمی بود. حال می خواهم بخشی از آن افکار را در اینجا تعریف کنم.

  به یاد دارم زمانی که برای اولین بار در دوران نوجوانی با کسرهای مبهم در ریاضیات مقدماتی آشنا شدم افکار جالبی در مورد آن مفاهیم داشتم.از آنجاییکه به خدا ایمان داشتم و عرفان هم از دلم دلربایی می کرد طبعاً در همه و از جمله در آن مفاهیم، به دنبال خدا می گشتم. بگذاريد بدون اطالهء کلام به اصل مطلب بپردازم.

 همه چيز با چند تا فرض شروع می شود:

 

1-  تمام موجودات و به تعبیری ممکنات را با اعداد نشان دهیم. به عبارت دیگر، اعداد نمادی از ممکنات و موجودات باشند.آنها را با x نشان می دهیم.

2-   عدم و نیستی را با صفر نمادگذاری می کنیم.

3-   خدا را با بینهایت نمادگذاری می کنیم.

 

  حال کسرهای 0/0 ، ∞/∞ ، x/0 ،0/x  ، ∞/0 ، 0/∞ ، x/∞ و ∞/x را تعبیر کنید. مثلاً نسبت ما در مقابل خداوند مثل 0=∞/x است که صفر می شود. از منظر ایمان به خدا معنای روشنی دارد. موجودات در مقابل خداوند هیچ (صفر) هستند. بقیه را خودتان تعبیر کنید. فقط برای یادآوری برخی از دوستان، مقدار کسرها را می نویسم:

 

0=∞/x

∞=x/∞

=0∞/0

0=/∞

0/x=0

∞=x/0

مبهم=0/0

مبهم=∞/∞

 

   فکر کنم تعابیر روشن هستند[1]. فقط نسبت عدم با عدم و نسبت خدا با خودش است که مبهم است!. جالبه نه؟!

  در این مطلب هیچ چیز را ادعا نکرده ام و قصد هیچگونه سخن حکیمانه و مطلب مناقشه برانگیزی هم ندارم. این را هم مانند مطلب قبل می توانید بخشی از تخیلات و حتی رؤیاهای من بدانید که زمانی در آن سنین دلم و فکرم را مشغول کرده بود (هر چند رؤیاها هم می توانند حاوی حقیقتی باشند!).

  همیشه صفر و بینهایت به هم ربط دارند. خیلی وقتها به شوخی می گوییم که برای حل یک معادله می توان طرفین را در صفر ضرب کرد. این سخن وراء شوخی ساده اش حاوی نکتهء عمیق تری است. در حقیقت می توان نشان داد که اگر کسرهای 0/0 و ∞/∞، مبهم نبودند همه چیز با همه چیز مساوی می شد!![2] جالب نیست؟ می خواهید جالب تر شود؟ کافیست تعبیر ایمانی آنها را با این جملهء اخیر من بیامیزید تا ببینید به چه نتایجی می رسید. می توان این سخن را به خیلی جاهای دیگر کشاند ولی آنرا به تخیل و اندیشهء خودتان وا می گذارم.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 20:58 توسط taghva |